ماجرای ترسناک واقعی (در 7 خط )

های های گریه میکرد.جلو رفتم و علت را پرسیدم.

جواب داد:سگ ما پنج تا توله زایید و امروز مادرم همه آنها را در حوض خفه کرد.

من از احساسات کودک متاثر شدم و گفتم:آه..طفلکی! حتما از اینکه سگهای کوچولو مرده اند خیلی ناراحت هستی؟

کودک همانطور گریه کنان جواب داد:

نه! آخر مادرم به من قول داده بود که سگها را بدهد من خفه کنم...!!!

/ 1 نظر / 42 بازدید
میثم

[نیشخند] جالب بود [قهقهه]